نارنگی - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 4:15
من عاشق نارنگی هستم وقتی میگم عاشقش هستم یعنی اینکه (البته امتحان نکردم) اما شاید بتونم یه صندوق نارنگی رو بخورم... راهنمایی که بودیم یه همکلاس داشتم که خیلی باکلاس بود و خونوادش هم پولدار بودنند یعنی بالاخره از همه ای بچه های کلاس وضع مالیشون خیلی بهتر بود.چه برسه به ما که وضعمون داغون بود... اولین...
بی تو... - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 4:15
بی تو حتی موهایم هم، لج کرده اند در هم گره خورده اند بی حال هستند امشب باید بنشینم دانه به دانه به حرف هایشان گوش بدهم همان کاری که تو هر روز می کردی... . . . ... پ.ن: گاهی خیالبافی بهترین تفریح دنیاست... اووووووووو وه من انقد لارجم که دائم در حال سفرم...!!! برچسبها: بهترین اتفاق دنیا داشتن موه های ...
دخترانگی - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 4:15
در کنار همه ی تلخی ها دختر بودن شیرین ترین خاطره ای من از زندگی است... . . . پ.ن: من حواسم به خودم هست نگران نباش...خدا میدونه چقد دوست دارم داداش، انقد که حاضرم همه چی رو بدم فقط ببینم تو می خندی عشقم... برچسبها: موج اشکِ سالار عقیلی عالیه
برای شب های که با خودتم قهری... - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 4:15
یک شب های هستکه هیچ کسی را نداری این شب ها انگار از خیلی وقت پیش شب شده اند...برای همین تمام نمی شوند... برای همین می نشینیم و گذشته را زیر و رو می کنیم... به همه ی لحظه ها گیر میدهیم... به اینکه چرا آمد چرا نماند... به اینکه چرا مریض شد و چرا باید وقتی که، باشد رفت... چرا بغلم نکرد و ... اصلا این ش...
یک آدم مظلوم... - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 4:15
ظرف ها را با صدای غیرمعمول می شورم... شده ام درست مثل همین ظرف ها، هر کس که از راه می رسد فریاد های مانده در گلویش را بر سرشان خالی می کند... می دانید مظلوم ترین شخص زندگی هر کس کی می تواند باشد؟ از نظر من مظلوم ترین شخص زندگی هر کس، کسی است که تمام فریادهایمان را بی مهابا بر سرش آوار می کنیم، تمام ...
اسمی پیدا نکردم - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 4:15
فقط میدونم از این گم شدن هم چیزی بدست نیاوردم فکر میکردم اگر دور باشم برات مهم میشم اما فراموش شدم اینو گوشیم هر روز بهم طعنشو میزنه... چقدر لبخند بهت میاد برادر احساساتی و بیخیال من... حتی الان هم در تضادم بین شناختن و نشناختن تو... خواهرجان دلتنگی های توام انگاری گم شده اند درست مثل خود من... از ا...
یک من و یک عالمه سکوت... - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 4:15
  برای بعضی شب ها نباید حرف زد باید قلم را رها کرد باید امشب همه ای حرف هایم را از چشم هایم میخواندی...   . . . آهای پیدای پنهان من  
اشرف مخلوقات - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 4:15
کدام اشرف مخلوقات کدام خلیفه الله کدام انسان کامل... من هنوز نتوانسته ام جای از خودم داشته باشم، درست مثل حیوانات! من هنوز نتونسته ام از خودم بگذرم، درست مثل حیوانات! من هنوز درگیرم که شکمم سیر باشد، درست مثل حیوانات! سردم نشود گرمم نشود برای زمستانم لباس داشته باشم آذوقه داشته باشم از گرسنگی نمیرم ...
برای لحظه ای که ... - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 4:48
برای لحظه ای که هیچ چیز آرامت نمی کندخدایا بغلت را دریغ نکن... نمیدانم هستی یا نه!!! نمیدانم چقد از ذهنیات من به واقعیت نزدیک است ؟؟؟نمیدانم چقد تو را شناخته ام!!؟فقط میدانم من به کسی شبیه خدای که همه میگویند نیاز دارم... من به خدای که مهربانانه بغل می کند و می بخشد نیاز دارم.من به خدای که امتحان ها...
شبیه تو - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 4:48
برای تنهایی هایمباید یکی شبیه "تو"نقاشی کنم... پ.ن:تصمیم گرفتم مثل خودم رفتار کنم نه مثل رفتار خیلی ها... نوشته شده در شنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۶ساعت ۱۱:۴ ب.ظ توسط الهام|
درگیرم... - تاریخ: 1396/4/10 ساعت: 21:58
درگیرم... باید از این راه نرفته برگردم باید برگردم باید خوب برگردم!!!!!!! برچسبها: ی چیزای رو باید گم کرد نوشته شده در چهارشنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۵ساعت ۲:۴۵ ب.ظ توسط الهام|
مستی هم عالمی دارد... - تاریخ: 1396/4/10 ساعت: 21:58
چند هفته پیش تولدم بود... مست بودم و به نوشتن فک نمیکردم! الان دیگه خبری از اون می ناب نیست و من باز بی پیاله و می برگشتم به روزهای واقعی و پریشانی هایم! هر روز که از عمرم میگذرد میفهمم کبوتر با کبوتر باز با باز بهترین شیوه ای زندگیست! . . . باید باز من بمانم و تنهای و یک عالمه خاطره های که هیچوقت
فقط ی چیزو میدونم... - تاریخ: 1396/4/10 ساعت: 21:58
من هیچی نمیدونم فقط ی چیزی رو خوب میدونم خدا با همه این چیزهای که در موردش میگن فرق داره!!!!! خدا اگه مث فلان حزب الهی باشه خدای جالبی نیست خدا اگه مث تو برای من باشه خیلی خدای وفادری نمیتونه باشه خدا اگه مث من برای من باشه خدای نامهربونیه!!!!! خدایا تو با همه فرق داری... خدایا من خودمم نمیشناسم
فقط یه نفر - تاریخ: 1396/4/10 ساعت: 21:58
فقط یه نفر من فقط یه نفرو میخوام که احساس دلتنگیمو بفهمهمن فقط یه نفرو میخوام......یه نفر که سکوت هامو بفهمه.همین برچسبها: برای نگفتن دوست دارم هزارتا چیزو بهونه نکن نوشته شده در یکشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۵ساعت ۹:۴۷ ب.ظ توسط الهام|
زمان... - تاریخ: 1396/4/10 ساعت: 21:58
گاهی گذشته تو رو ولت کرده،فراموشت کرده اصن تورو یادش نمیاد،اما تو هی میچسبی به اون،ولش نمیکنی.انگار اگه گذشته رو ولش کنی چیزی برای دلبستن و دلخوش بودن نداری. گذشته ولت کرده،ادم هاش شدن یه خاطره، روزهاش شدن یه خاطره اما تو...!!! برچسبها: برای این روزهای که معلقم بین کسی رو داشتن و بی کسینوشته
قفس - تاریخ: 1396/4/10 ساعت: 21:58
میان قفس بازوهایت زندانیم کن من سالها با بغلت حرف دارمپ.ن:گاهی برای گفتن بعضی حرف ها لحظه ها و ثانیه ها هم دشمن هستن چه برسه به ساعت ها...این حرف ها را بی حساب باید گفت. برچسبها: گاهی بی هدف نوشتن خودش مهمترین هدف هست نوشته شده در سه شنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۵ساعت ۱:۲۵ ق.ظ توسط الهام|
نیمه شب یک شب برفی... - تاریخ: 1396/4/10 ساعت: 21:58
نیمه شب یک شب برفی... نیمه شبه یک شب برفی را نمیشود همیشه داشت! باید بیدار ماندباید مرور کردباید ...... پ.ن: شب های برفی زندگی را بی شال و کلاه قدم باید زد! برچسبها: خوابگاه, در شبی که من هستم و خدا و حیاطی پرا جا پای برفی نوشته شده در سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ساعت ۲:۴۶ ق.ظ توسط الهام|
... - تاریخ: 1396/4/10 ساعت: 21:58
کاش چشم های ما کمیفقط کمیبا شعورتر بودنند...!!!پ.ن: نمیفهم چرا الان ماها اسم بی غیرتی ها و بی منطقی ها و بی بندباری هامونو میزاریم آزادی!!!! برچسبها: امروز نشد همراه بچه ها برم بیرون بخاطر اعتقاداتم و, هه نوشته شده در جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵ساعت ۱۰:۳ ب.ظ توسط الهام|
پنجشنبه ای که شبیه هیچ روزی نبود... - تاریخ: 1396/4/10 ساعت: 21:58
گاهی از زندگی فقط روزهای رو میبینیم که به دور خودشون میچرخند...بعضی روزها کمی خلاقیت دارند و میخندانندبعضی روزها انقد اخمو و بداخلاقن که نمیشه باهاشون حرف زد فقط آروم از کنارشون باید رد شد...خیلی از روزها تکرارین، از خودشون هیچی ندارند فقط چون بقیه روزها میان و میرند اینام میان و میرند از این روزه
روز تولد 1396 - تاریخ: 1396/4/10 ساعت: 21:58
روزهای خاصنه روز تولدِنه روز عقدنه روز عروسینه روزه...روزهای خاص را آدم های خاص برایت میسازند...همیشه فکر میکردم زن های که به سن 33 سالگی میرسند باید خیلی چیزها را ترک کننداماسن 33 سالگی من همراه است با بافتن موهای که دخترانه کنار شانه هایم رها می شوند...سن 33 سالگی برای من همراه است با غروب های